چکاپ پنجم
سلام پسر قشنگ مامان 
تو تاریخ 1394/02/13اردیبهشت ماه نوبت دکتر داشتم
روز قبلش دست و پاهام ورم کرده بود که با فرزانه جون تماس گرفتم بهم گفت بهتر بری بیمارستان و یک آزمایش بدی و ورم حاملگی ممکن نشانه مصمومیت حاملگی باشه 
من وبابا خیلی نگران شدیم وسریع رفتیم به طرف بیمارستان ولی تو دلم قرص بود که اتفاقی نمی افته
جلودر بیمارستان منتظر بابا بودم که با هم بریم داخل ،نگاهم به مادرانی بود که مرخص شده بودند و بابا بچه هاشون راهی خونه هاشون بودند من از ته دل آرزو دیدن چنین روزی را کردم 
پشت در زایشگاه خانم دکتر مظاهری را دیدم بهشون گفتم که دست پا هام ورم کرده گفتند مهم نیست و برو تو زایشگاه تا چکاپ بشی سریع یکی از پرستارها فشارم را گرفت و گفت فشارت خوب برام آزمایش نوشتند
وقتی بردم آزمایشگاه دیدم خود خانم دکتر آزمایش را نوشته پرستار گفت خانم دکتر کسی را ویزیت نمکنه که گفتم از آشنا هستند تو دلم یک حس خوبی داشتم که برای دکترم مهم بودم ، 2 ساعتی معطل شدیم تا جوابش آماده بشه خیلی وقت خوبی بود چون من و علی جون انگار دور از همه شلوغی های دنیا یه دل سیر با هم حرف زدیم کلی از آرزو مشترکمون گفتیم و کلی در مورد شما حرف زدیم خدا را شکر جواب آزمایش آماده شد و مشکلی هم نبود 
روز نوبت دکترم با بابا به طرف مطب رفتیم مثل همیشه صدای قلب نازت را شنیدم اینبار بدون اینکه بخوابم تو حالت ایستاده صدای قلبت آمد این یعنی تو داری بزرگ میشی 
وقتی نوبتم شد خانم دکتر گفت چه خبر قبلی که بخواد چیزی بهم بگه خودم گفتم وزنم اضافه شده اون 3 کیلو در یک ماه
و این باعث شد تمام قرص های تقویتیم را حذف کنه که من کلی از این بابات ناراحتم البته سعی کردم خوراکم را کم کنم ولی بر خلاف سه ماه اول خیلی گشنم میشه 
جواب آزمایشم هم را دید وبرای ورم دست و پام قرص انتریک کوتد نوشت که روزی یکی بخورم
عزیزم ارزو میکنم این چند ماه باقی مانده هم به خوبی بگذره و تو بیای تو آغوشم


چکاپ پنجم 
